|
|
|
||||
|
سلام خوب هستید؟ من دوباره اومدم . شاید این مطالبی که مینویسم با آپهای گذشته ام یه کمی فرق داشته باشه. موضوع آپم عشق یک طرفه ست!!!! من خودم شخصا کلا با این نوع از عشق مخالفم. به نظر من این نوع عشقها آدم رو مریض میکنه. خیلی دردناکه! فکرشو بکن آدم به مدت چند سال عاشق دلسوخته ی یکی باشه ولی طرف خبر نداشته باشه!! چقدر بده که عشقت جلو چشای خودت به یکی دیگه چراغ سبز نشون بده ! چقدر بده که بافکر یکی شباتو روز کنی و روزاتو شب، اونوقت اون سالی یه بار هم به فکرت نیفته یا حتی به زور تو رو به خاطر بیاره اونم نصفه و نیمه... واقعا خیلی بده که نتونی حتی توی چشاش نگاه کنی فقط به خاطر اینکه از احساسی که نسبت به اون داری خجالت میکشی!!! نه بابا دوره و زمونه عوض شده الان ملت اونقدر پررو شدن که دختر خودش میره به پسر پیشنهاد میده. {اگه پسری و داری این مطلب رو میخونی از نظر من تا خودت نخواستی رو نشون نده! و اگه دختری که بازم از نظر من ارزشت خیلی بالاتر از اونیه که بخوای شخصیتت رو بندازی زیر پاهات و به خاطر احساست لهش کنی!} خب برگردیم سر موضوع اصلی خودمون، داشتم میگفتم که خیلی بده اگه تو اونقدر بهش فکر کنی که از اون تو ذهنت یه شاهزاده (خانوم یا آقا)بسازی!در صورتی که اون اصلا این شکلی نباشه یا بهتره بگیم که درست برعکس اون چیزی که فکر میکنی باشه البته این رو هم بگم که واسه آقایون کمتر این موضوع پیش میاد بالاخره از هر جهت که نگاه کنی پرروتر بودن آقایون نسبت به خانومها ثابت شده (حقیقت همیشه تلخه خودم میدونم). یا یه روز با یکی از آشنایان یا فامیلاتون که اتفاقا یه پسر یا یه دختر مجرده بشینی بعد اونم که از ماجرای عاشق شدنت خبر نداره، برگرده بهت بگه که:راستی تو میدونی من کیو دوست دارم بعد تو هم کنجکاوانه و مشتاقانه به حرفهای یکی که درست به مرضی که تو دچار شدی، دچار شده گوش بدی و اونم درست بزنه تو هدف و اسم عشق تو رو بگه وای ی ی ی ی ی... تو هم اگه یه لحظه فکرش رو بکنی میبینی که در اون لحظه دو راه بیشتر نداری یا مجبوری جفت پا بری تو دماغش یا هیچ حرکتی انجام ندی و از ظاهر برای انتخابش بهش تبریک بگی و همینطور بگی که هر کاری از دستم بر بیاد واست انجام میدم واز درون هی بهش فحش بدی و بگی نمیخوام صد سال سیاه باشی که عشق منو دزدیدی!!!! از همه بدتر اینه که یه روز خبر ازدواج عشقت به گوشت برسه آخ خ خ خ خ آخ خ خ آخ خ خ ....این دیگه اوج فاجعه است تنها چیزی که میتونم بگم اینه که تو غلط کردی عاشق کسی شدی که نمیدونی احساسی نسبت به تو داره یا نه ؟؟؟؟؟؟و حرف آخر ... هیچ وقت اینجوری عاشق نشو که آخرش بخوای دپرس بشی و بیفتی یه گوشه از خونه که چی... تو دیر جنبیدی طرفت پرید...(البته این رو هم بگم که این موضوع«از اون لحاظ »به من هیچ ربطی نداره من فقط یه چیز کلی رو واستون نوشتم.اگه خواستید نظرتون رو بگید یه وقت نیاید خِر منو بگیریدا) فعلا بای./
+
نوشته شده در جمعه نهم آذر 1386ساعت توسط نیمه شبح
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام بالاخره اومدم.
فعلا این اس ام اسها رو داشته باشید تا بعد(فکر نکنید اینا از خودمه ها!!!
بالاخره هر کی از یه جایی نگاه میکنه اینا رو هم از
مجله محبوب خودم یعنی شوکا برداشتم)لذّت ببرید.
*هرگز تسلیم نشو!هر روز معجزه ی تازه ای اتفاق می افتد.
*همیشه تو دنیا دنبال یک قلب بزرگ بگرد که برای وارد شدن بهش لازم نباشه خودتو کوچیک کنی.
*آنچه که هستی هدیه خداوند به توست.و آنچه که میشوی هدیه تو به خداوند است پس بی نظیر باش.
*دوستت دارم دیوونتم عاشقتم میخوامت،دلتنگتم،میدونی چرا؟چون خوب سر کار میری!
*کاش منم تو پاکتهای اس ام اس جا میشدم تا در عرض یک دقیقه به تو برسم.
*پازل دل کسی رو بهم ریختن هنر نیست ،هر وقت تونستی با تیکه های شکسته ی دل یه نفربراش پازل ب
سازی هنر کردی.
*یکی تصادف میکنه میمیره،یکی پیرمیشه میمیره،یکی بیمار میشه میمیره،بالاخره هرکی یه جورمیمیره!اما
من واست همه جوره میمیرم.
*سلام من از املاک عشق مزاحمتون میشم،واسه قلبتون مستاجر نمیخواید.
*اگه 10تا گل رزگرفتی دستت رفتی جلوی آینه11تا گل قشنگ دیدی.اصلا تعجب نکن.این نشون میده که توهم
کوری هم خنگی هم دچار توهم شدی.
*خوشبخت ترین پسر کسی هست که اولین عشق یه دختر باشه و خوشبخت ترین دختر کسی که آخرین عشق یه
پسر باشه.
*در نگاه کسی که پرواز را نمیفهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر به نظر خواهی رسید.
*دو تا ضایع با هم ازدواج میکنن بچشون میشه تابلو.
*رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران بمانند.
*خرج کن ولی اسراف نکن،عاشقی کن اما دیوانگی نکن،آسوده باش اما بی خیالی نکن،حرف بزن اما وراجی
نکن،دوستت دارم اما پر رو نشو!!!
*یه خر عکس خودشو توی آب میبینه میگه وای خر ماهی
*سالی که با تو هستم باریم هست روزی روزی که بی تو هستم برایم هست سالی
*---@@@@--- میدونی این چیه؟این یه سیخ گوجه است که میخوام با اون جیگرتو بخورم.(این از طرف
دوستم بود) اگه واسم پیغام نذاری الهی هرچی از اس ام اسها خوندی یادت بره!!!!!!! زود باش برام پیغام بذار!همین حالا. فعلا
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت توسط نیمه شبح
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام ،گفتم یه آپ کوچولو کنم. بابا دیگه کم کم امتحانهای نیم ترم داره شروع میشه ،مثلا من امروز امتحان عربی دارم.خدایی کیف میکنید امتحان دارم و نشستم پای کامپیوتر.اگه مامانم منو ببینه ...... چی بگم ،فعلا تا اطلاع ثانوی حرفی ندارم.حالا که چیزی واسه گفتن ندارم اسم اونایی رو که به وبلاگم سر زدن رو میگم: اول از همه هانـــیــــــــــــــــه جیگر خودم،اقا اشکان،آقا دانیال ،زهرا خانوم،تنها(نامعلوم)،چکاوک جون،دیوانه،دربه درها(حامد و مژگان) ،لیلا جونم که فقط یه بار افتخار دادن،وتک شاخ عزیز شماها خجالت نمیکشید!واسه چی اینقدر کمین. یه تشکر داغ داغ داغ داغ از شما گلهای زیبا. چاکریم.فعلا بای!
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت توسط نیمه شبح
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
سلام حالم خوبه. ممنون تو خوبی .اصلا به من ربطی نداره که تو خوب
باشی یا نه مهم اینه که تو الان داری مطالب وبلاگ منو میخونی!
ttttttttttttttttttttttttttttt اینم از تنوع ،به در خواست هانیه جونم که میگفت چرا همش از رنگ قرمز و سفید استفاده میکنی . آخه بابا چی بنویسم!هیچی به جز چرت و پرت ندارم. پس چی شد این بازی یلدا، یعنی اون قدر جراتشو ندارید بیاید عضو شید خوبه حالا دانیال اومد وعضو شد وگرنه من ناامید میشدم.اون اولا که وبلاگم رو ساخته بودم بیشتر مشتری داشتم .پس چرا هیچکس به وبلاگ من سر نمیزنه! بیا ،ماشا الله این معلما هم که ول کن ماجرا نیستند تا آخرین لحظه هم کارشون رو میکنن امتحانشونو میگیرن. راستی بهتون تبریک میگم. چی نه بابا عید چیه حالا کو تا عید .تبریک به خاطر لباسهای عیدی که خریدید . پس چرا شماها بهم تبریک نگفتید .نه بابا واسه لباسهای عید نمیگم که، واسه تولد پسر خالم میگم. اینقدر خوشکله دلتون بسوزه! خیلی خسته شدم. دوست دارم از الان واسه عید اعتصاب کنم و نرم مدرسه!!!!!!! نه خداییش حال میکنید این چرت و پرت ها رو. نمیدونستم چی بنویسم ولی همین که نشستم پای کامپیوتر، خودش اومد
vuvuvuvuvuvuvuvuvuvuvv uvuvuvuuvuvuvuvuvuvuvu
پیام یادتون نره فعلا خداحافظ.از طرفj
+
نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت توسط نیمه شبح
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یک انتظار ، یک نگاه ،یک گریه ،یک بوسه ی عاشقانه،چه قدر
زیباست لحظه ی تولد.
یک لحظه متولد میشویم ویک لحظه میمیریم .تولد اگر ارزش
مردن را نداشت هیچکس متولد نمیشد.
تولدت مبارک مهدی جونم الهی 120 ساله بشی خوشگلم(مهدی
پسر خالمه یه وقت فکرای خام به سرتون نزنه)!!!
bHappy birthday b
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت توسط نیمه شبح
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام بچه ها من میخواستم هرهفته یکی از اسرار شعبده بازی رو واستون بنویسم اما دیگه منصرف شدم نیست که خیلیها میان و به وبلاگ من سر میزنن واسه همین گفتم دیگه لازم نیست این اسرار رو واسه ی شما فاش کنم ولی خب اگه کسی دوست داشت میتونه واسم پیغام بذاره منم براش مینویسم نکته♥ نکته♥(بازی یلدا)نکته♥ نکته♥ 1)یه بار مامانم یه جوجه واسم خرید.من اونقدر اون جوجه رو دوست داشتم که از بس فشارش دادم ،بیچاره مرد!!!!! 2)دوم ابتدایی که بودم دیکته مو گرفتم 18 اونقدر گریه کردم تا بالا خره معلمم دلش سوخت و اون دو نمره رو بهم داد. از اون به بعد تو اون سال همه ی دیکته هام 20 شد ولی هیچکدوم لذت اون دو نمره رونداشت!!!! 3)وقتی واسمون جشن تکلیف گرفته بودند من اونقدر هول بودم که از روی سه تا از پله های مدرسه مون یه جا پریدم وخوردم زمین،جای زخمش هنوز روی زانوم مونده!!! 4)بین خودمون بمونه ها ولی یه بار با یه پسر تلفنی صحبت کردم و چوبش رو دو سال بعد خوردم واسه همین از تمام پسرها متنفرم واز هر طریقی که شده دوست دارم حال پسرها رو بگیرم.میدونید که اینم یه نوع انتقام گیریه!! 5)دوست دارم آخرین نکته ای که مینویسم یه نصیحت باشه: اگه عاشق کسی شدید(ازاون لحاظ)اصلا بهش نگید که دوستت دارم، چون نباید از همون اول راه بهش رو بدید! §§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§ می دونم که بیشترتون با روش این بازی آشنا هستید اما واسه اونایی که نمیدونن توضیح می دم:تو این بازی پنج تا نکته ی دلخواه (تا اونجایی که من میدونم)با موضوعات دلخواه مینویسیم وبعد پنج نفر رو انتخاب میکنیم.اون پنج نفرهم هر کدوم پنج تا نکته مینویسن و خودشون هم پنج تا زیر گروه میگیرن واون پنج نفر هم همین کارها رو تکرار میکنن! من خودم هم از طرف هانیه به این بازی دعوت شدم اما نمیدونم کیا رو انتخاب کنم چون من تقریبا تازه به جمع علافها پیوستم به جز چند نفر، دیگه هیچ کس رو نمیشناسم !!! فکر کنید چه قدر ضایع ست که من برم به وبلاگ کسی که نمیشناسمش بعد بهش بگم :سلام خوبی ببخشید من تورو نمیشناسم اما با این حال تو رو توی بازی یلدا زیر گروه خودم میکنم اون هم بیاد بگه :برو بابا تو دیگه کی هستی چه زود دختر خاله می شی!!!خواهش می کنم کمکم کنید.یا خودتون بیاید زیر مجموعه ی من شید یا چند نفر به من معرفی کنید تا من اون رو به این بازی دعوت کنم! زیاد فک زدم نه؟؟؟ پس فعلا خداحافظ ☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺☺
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت توسط نیمه شبح
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یه کار باحال!!!!
دیدید گفتم که اینجا سرزمین جادو است.
هر هفته من یکی از اسرار شعبده بازی(نویسنده:جرال واکر) رو
اینجا مینویسم امیدوارم خوشتون بیاد:
آب آتش زا:
شعبده باز میگوید میخواهد با آب ،شمع را روشن کند. بنابراین
لیوان آب را به ظاهر روی شمع خاموش میریزد وشمع روشن
میشود.
اما رمز این کاراین است:شعبده باز قبلا تکه ی کوچکی فسفر به
اندازه ی یک سر سوزن بریده وبه کمک یک قطعه موم به لبه ی
لیوان چسبانده است.فسفر ماده ای است که در دمای کم خود به
خود آتش میگیرد ،وقتی که شعبده باز لیوان را خم میکند، فسفر
در مجاورت آب و دمای کم مشتعل می شود ،و فتیله ی شمع را
که تازه خاموش شده است ،آتش می گیرد.
اگر شما میخواهید این کار را انجام دهید ،توصیه میشود که فسفر
را زیر آب با قیچی ببرید،و همانجا به لبه ی لیوان
بچسبانید.همچنین نباید آن را زیاد در دستتان نگه دارید،زیرا
بسیار آتش گیر است وگرمای دست باعث اشتعال آن میشود.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت توسط نیمه شبح
|
|
|||||
|
|||||